close
تبلیغات در اینترنت

مرجع کد و ابزار وب

رهنمودهای رهبر
بيانات در ديدار اساتيد دانشگاه‌ها بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌ والحمدلله ربّ‌العالمين و صلّى‌الله على محمّد و آله الطّاهرين‌ خوشامد عرض ميکنم به برادران و خواهران عزيز، اساتيد محترم دانشگاه؛ مجموعه‌ى دانشمندانى که در اينجا حضور داريد. اين جلسه همواره يکى از شيرين‌ترين جلسات براى اين حقير است؛ هم به‌خاطر مطالبى که در اينجا گفته ميشود - که غالباً مفيد و داراى ژرف‌نگرى و پشتوانه‌ى فکرى و علمى است - و هم بيشتر از آن، به‌خاطر خودِ فضاى…
هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
ورود اعضای سایت
نام کاربری :
رمز عبور :

آمار سایت
» آمار کاربران
» افراد آنلاین : 1
» اعضای آنلاین : 0
» تعداد اعضا : 62

» عضو شوید
» ارسال کلمه عبور


» آمار مطالب
» کل مطالب : 2126
» کل نظرات : 193

» آمار بازدید
» بازدید امروز : 70 نفر
» باردید دیروز : 135 نفر
» ورودی امروز گوگل : 4
» ورودی گوگل دیروز : 11
» بازدید هفته : 502 نفر
» بازدید ماه : 5,287 نفر
» بازدید سال : 26,040 نفر
» بازدید کلی : 659,448 نفر
لینک های ویژه
مطالب اخیر وبگاه


بيانات در ديدار اساتيد دانشگاه‌ها

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌

والحمدلله ربّ‌العالمين و صلّى‌الله على محمّد و آله الطّاهرين‌

خوشامد عرض ميکنم به برادران و خواهران عزيز، اساتيد محترم دانشگاه؛ مجموعه‌ى دانشمندانى که در اينجا حضور داريد. اين جلسه همواره يکى از شيرين‌ترين جلسات براى اين حقير است؛ هم به‌خاطر مطالبى که در اينجا گفته ميشود - که غالباً مفيد و داراى ژرف‌نگرى و پشتوانه‌ى فکرى و علمى است - و هم بيشتر از آن، به‌خاطر خودِ فضاى علمى جلسه. و اساساً هم هدف اصلى ما از اين جلسه همين است که ما احترام و تکريم خودمان را نسبت به دانشمندان و علماى متعهّد - که بزرگ‌ترين ثروتهاى کشور هستند - به شکل نمادين در اينجا ابراز کنيم.

 سخنان زيادى در ذهنهاى شما هست هرکدام از شما مطالبى براى گفتن داريد که اگر اقبالى و توفيقى براى شنيدن آنها ميبود، يقيناً فوايدى بر آن مترتّب بود. و اميدواريم اين سخنان، اين افکار در جاى خود به شکل مناسب، در مجامع علمى، در مبادلات دانشگاهى مطرح بشود، و مسئولين از اين نظرات، از اين افکار استفاده کنند. و يقيناً آنچه مجموعه‌ى انديشه‌هاى دانشمندان و ژرف‌نگران ما در سطح دانشگاه کشور، نسبت به مجموع مسائل کشور خواهند داشت، مجموعاً يک ثروت بزرگى را به دست‌اندرکاران مديريّت کشور تقديم خواهد کرد و ارائه خواهد کرد، که اميدواريم مورد استفاده قرار بگيرد. ليکن خب، طبعاً جلسه‌ى محدود کنونى ما اين ظرفيّت را ندارد که بتوانيم از همه‌ى نظرات استفاده کنيم.

 من از برادران عزيز و خواهر عزيزى که صحبت کردند، تشکّر ميکنم. همه‌ى سخنرانان و گويندگان نکات بسيار خوبى را مطرح کردند و از بياناتشان استفاده کرديم؛ ان‌شاءالله از مجموع اين بيانات هم در برنامه‌ريزى‌ها، در تبادل نظر با مسئولين اجرايى کشور استفاده خواهد شد و بايد اثر آن ان‌شاءالله ديده بشود.

 خب، ما هدفمان تکريم علم و عالم، و شنيدن و نيوشيدن(1) مطالب دوستان و اساتيد محترم بود که بحمدالله تا امروز و تا اين لحظه حاصل شد. عرايضى هم عرض ميکنيم.

 اوّلاً فضاى رمضان، فضاى صفا و معنويّت و صدق و اخلاص است. از اين فضا سعى کنيم حدّاکثر استفاده را بکنيم؛ هم در آنچه ارتباط قلبى ما با خدا است، اين رابطه‌ى معنوى را، رابطه‌ى شخصى را با خداى متعال در اين ايّام تقويت کنيم - که برترين و بزرگ‌ترين فايده و نفع براى هر انسانى، تقويت اين رابطه است - هم براى زندگى جاويد ما و حيات اخروى ما، که زندگى واقعى آنجا است؛ هم براى آن مفيد است، هم براى همين زندگى نقدِ حاضر ما مفيد و اثربخش. علاوه‌ى بر اين، سعى کنيم از اين فضاى معنويّت و صفا که در ماه رمضان در سطح جامعه عموميّت دارد، براى ارتباطات صحيح و معنوى ميان خودمان و ديگران استفاده کنيم و تصميم‌هاى درست بگيريم، اقدامهاى درست بکنيم؛ خوشبينى را، اعتماد را، ايجاد محبّت را، خيرخواهى نسبت به يکديگر را در ارتباطات خودمان دخالت بدهيم، و اين بهره را از ماه رمضان ببريم که در روابط اجتماعى و روابط انسانى يک تلطيفى به‌وجود بياوريم؛ و فضاى زندگى را، فضاى کشور را، يک فضاى نورانى‌ترى بکنيم؛ اين هم از عهده‌ى يکايک ما برمى‌آيد؛ شما که استاد هستيد و داراى جايگاه علمى برترى هستيد و طبعاً بر روى محيط پيرامون خودتان - چه دانشجو و چه غير دانشجو - ميتوانيد در اين زمينه تأثير بيشترى بگذاريد.

 چند نکته را من يادداشت کرده‌ام که عرض بکنم؛ چون اين ديدار، ديدار مغتنمى است براى بنده که انسان، با جمعى از زبدگان و نخبگان فکرى و علمى مواجه است. ما که دائماً به نيروى انسانى کشور افتخار ميکنيم، خب، بهترين نيروى انسانى و برجسته‌ترين نيروى انسانى همين عناصرى هستند که در دانشگاه مشغول تربيت انسانهاى دانشورند؛ يعنى اساتيد محترم دانشگاه. فرصتى است که ما نکاتى را به صورت روياروى عرض بکنيم.

 نکته‌ى اوّل مربوط به همين نهضت علمى کشور است. اين موضوع به نظر بنده خيلى مهم است. مسئله‌ى حرکت علمى کشور، به نظر من يک‌چيز اساسى است براى حيات آينده‌ى ملّت ما و جامعه‌ى ما، بلکه به يک اعتبار براى حيات دنياى اسلام. ما سالها است - شايد ده‌سال، دوازده‌سال است - که روى مسائل علم تکيه ميکنيم و پاسخ هم داده است؛ يعنى حقيقتاً حرکت علمى و نهضت علمى در کشور شروع شده است و پيش رفته است و کارهاى بزرگى انجام گرفته است - که نمونه‌ى آن را از اساتيد محترم شنيديد، و نمونه‌ها خيلى بيش از آن چيزى است که اين دوستان در اينجا بيان کردند - کار شروع شده است و واقعاً در دنيا هم شناخته شده اين حرکت علمى کشور و در واقع رونمايى شده از نهضت علمى کشور عزيز ما، لکن آنچه من را دچار دغدغه ميکند، اين است که ما اين حرکتمان هنوز به نقطه‌ى ثبات نرسيده است. ما مثل کسانى هستيم که در يک سراشيبى تند، داريم به طرف بالا حرکت ميکنيم. بله، حرکت کرده‌ايم، پيش هم رفته‌ايم، کارهاى زيادى هم انجام گرفته است، امّا وسط راهيم؛ به دلايل مختلف در نيمه‌ى راهيم - من حالا نميخواهم خيلى در اين زمينه تفصيل بدهم؛ خب، صحبت کرده‌ايم در جاهاى مختلف، به مناسبتهاى مختلف عرايضى را عرض کرده‌ايم - در اين سربالايى تند که داريم حرکت ميکنيم، اگر توقّف کرديم، اين توقّف با عقب‌گرد همراه خواهد بود؛ توقّف ديگر نيست. اگر حرکت ما از دوْر افتاد، بازگرداندن اين نهضت، اين حرکت، اين شتاب علمى مشکل‌تر خواهد بود؛ اين دغدغه‌ى ما است. من ميخواهم عرض بکنم به اين حرکت علمى بايد با همه‌ى توان نيرو رساند، مدد رساند، بايد کار کرد؛ نبادا وضعيّتى پيش بياوريم که اين حرکت متوقّف بشود؛ مطلب اوّل ما و مطلب اصلى ما اين است.

 مطمئنّاً انگيزه‌هايى وجود دارد در جبهه‌ى دشمنان ما براى متوقّف کردن حرکت علمى کشور. حالا بعضى‌ها روى کلمه‌ى دشمن حسّاسيّت دارند؛ به ما اعتراض ميکنند که چرا مدام ميگوييد دشمن، دشمن؛ درحالى‌که شما قرآن [را] ملاحظه کنيد، مى‌بينيد اوّل تا آخرِ قرآن چقدر تکرار شده عنوان «شيطان»، عنوان «ابليس»؛ مکرّر گفته شده، مکرّر تکرار شده. از دشمن که نبايد غفلت کرد. دشمن‌دانستنِ دشمن که عيب نيست؛ اينکه ما روى دشمن مدام تکيه ميکنيم، معنايش اين نيست که از عيوب خودمان و مشکلات درونى خودمان غافليم؛ نه، اَعدى‌ عَدُوِّکَ نَفسُکَ الَّتى بَينَ جَنبَيک؛(2) از همه‌ى دشمنها بدتر، دشمن درونى ما است، دشمن خود ما است، نفْسِ راحت‌طلب ما است، تنبلى ما است،  تن‌آسايى ما است، عدم تدبير ما در پيشبرد امورمان [است‌] - اينکه معلوم است - اينها به جاى خود محفوظ؛ امّا غفلت از دشمن بيرونى، خطاى راهبردى عظيمى است که ما را دچار خسارت خواهد کرد. خب، بايد دشمن را شناخت، ديد - حالا [اينکه] شما ميگوييد برخوردمان با دشمن اين‌جور باشد، آن‌جور نباشد، بحث ديگرى است - دشمنىِ او را بايد فهميد، نقشه‌ى او را بايد تشخيص داد. يکى از نقشه‌هاى مهمّ دشمن، متوقّف کردن حرکت علمى در کشور است. خب، وقتى اين را فهميديم، برميگرديم به دانشگاه؛ اينجا آن مديريّت جهادى که ما عرض کرديم،(3) معنا پيدا ميکند. چون جهاد عبارت است از تلاشى که در مقابل يک دشمنى‌اى انجام ميگيرد؛ هر جور تلاشى جهاد نيست. جهاد عبارت است از آن تلاشى که در برابر يک چالش خصمانه از سوى طرف مقابل صورت ميگيرد؛ اين جهاد است. آن‌وقت معناى مديريّت جهادى در اينجا اين است که توجّه بکنيد که حرکت علمى کشور و نهضت علمى کشور و پيشرفت علمى کشور مواجه است با يک چالش خصمانه، که در مقابل اين چالش خصمانه شما که مديريد، شما که استاديد، شما که دانشجو هستيد، بايد بايستيد؛ اين شد حرکت جهادى و مديريّت دستگاه؛ چه مديريّت دانشگاه، چه مديريّت وزارت، چه مديّريت هر بخشى از بخشهاى گوناگون اين عرصه‌ى عظيم، خواهد شد مديريّت جهادى. ما البتّه در گذشته، در يک دورانى، نمونه‌هاى نامطلوبى در دانشگاه داشتيم. کسانى را در يک دانشگاه معتبر کشور داشتيم که جوانهاى نخبه را تشويق ميکردند به ترک کشور! اينکه مکرّر ميگويند فرار مغزها، فرار مغزها؛ آدمهايى داشتيم که دانشجوى نخبه را جستجو ميکردند، پيدا ميکردند، تشويق ميکردند به اينکه کشور را ترک کنند و بروند؛ در يک دورانى اين را داشتيم؛ و در يک دورانى ديديم اين را و گذرانديم اين دوران را که در داخل وزارت کسانى بودند که در مقابل حرکت علمى و پيشرفت علمى مانع‌تراشى ميکردند؛ [البتّه‌] ممکن است با دلايلى از نظر خودشان موجّه، امّا واقعيّت همين بود که مانع‌تراشى بود. اينها نبايد تکرار بشود؛ دانشگاه در اختيار کسانى قرار نگيرد که پيشرفت علمى را به هيچ مى‌انگارند؛ به آن اهمّيّت نميدهند؛ دانشگاه در اختيار کسانى قرار بگيرد که عاشق پيشرفت علمى کشورند؛ اهمّيّت اين مسئله را براى سرنوشت اين ملّت و براى سرنوشت اين کشور درک ميکنند. اين عرض اصلى ما است؛ مخاطب اين مسئله، هم مسئولين دولتى هستند، هم مسئولين دانشگاه‌ها هستند، هم خود شما اساتيد هستيد؛ دانشگاه حرکتى را شروع کرده، نگذاريد اين حرکت متوقّف بشود؛ اين حرکت بايست ادامه پيدا کند و بايد مضاعف بشود. عرض کردم - حالا جاى تفصيل کلام در اينجا نيست - ما هنوز خيلى راه در پيش داريم تا به آن نقطه‌اى برسيم که از لحاظ علمى مورد نظر است؛ خيلى بايد تلاش کرد؛ خيلى بايد مجاهدت کرد.

 از لحاظ کوتاه‌مدّت هم اعتقاد بنده اين است - يعنى اين اعتقاد ناشى از کارى است که کارشناس‌ها و صاحب‌نظرها کرده‌اند - که تحريمها هم - که امروز مسئله‌ى تحريمها يکى از مسائلى است که در ذهنها مطرح است - با پيشرفت علم بى‌اثر ميشود. با نگاه کوتاه‌مدّت و ميان‌مدّت هم که نگاه کنيم - با قطع نظر از آن آينده‌ى طولانى و بلندمدّت - اگر کشور ميخواهد تحريمها که امروز ابزارى است در دست دشمنان ما براى تحقير ملّت - از تحريم براى فشار آوردن روى آبروى ملّى، غير از فشارهاى عملى که مربوط به زندگى است استفاده ميکنند و تحقير ميکنند؛ اينکه ما از گذشته، در اين چند سال مدام تکرار ميکرديم که روى مسئله‌ى تحريمها خيلى تکيه نکنيد، به‌خاطر اين است - [بى‌اثر شود]، با نگاه علمى به مسائل کشور، و توجّه به علم، و پيوند دادن علم و صنعت و کشاورزى - که توضيحات آقايان محترم را در اين زمينه‌ها شنيديد - تحريمها بى‌اثر خواهد شد. و ما در اين زمينه‌ها ميدان کار برايمان باز است و ميتوانيم کار کنيم؛ شرکتهاى دانش‌بنيان يکى از اساسى‌ترين کارها در مقوله‌ى همين اقتصاد مقاومتى است که مطرح شده و درباره‌ى آن بحث شده است و مورد تأييد و تصديق همه‌ى اطراف مسائل کشور قرار گرفته است.

 البتّه در تشخيص شرکتهاى دانش‌بنيان دقّت بشود، يعنى شاخصه‌ها و مشخّصه‌ها [معيّن بشود] و شرکت دانش‌بنيان استانداردسازى بشود؛ اين‌جور نباشد که به اسم شرکت دانش‌بنيان کسانى بيايند و همين کارهايى را که در برخى از عرصه‌هاى ديگر معمول است - دلّالى و مانند اينها - در [اينجا] پيش ببرند. به معناى واقعى کلمه، شرکتِ دانش‌بنيان [باشد]؛ اين را بايد يکى از محورهاى اساسى قرار داد.

 من اينجا در داخل پرانتز اين را هم عرض بکنم که برخى از کسانى که جايگاهى براى حرف زدن دارند و تريبون دارند، در اصل مسئله‌ى پيشرفت علمى کشور ترديد ميکنند! ما اين را مصلحت نميدانيم؛ يعنى واقعاً از روى بى‌اطّلاعى است. يک وقتى يکى از مسئولين کشور درباره‌ى مسائل نظامى يک نظرى داده بود که خب مطابق واقع نبود؛ بنده گفتم يک «تور نظامى» براى مسئولين کشور قرار بدهيد؛ بيايند يک خرده‌اى در محيطهاى نظامى گردش کنند، حقايقى را، واقعيّاتى را ببينند، معلوماتشان نسبت به موجودىِ نظامى کشور بالا برود. حالا در مورد مسائل علمى هم متأسّفانه گويا همين‌جور است؛ بايد يک «تور علمى»  بگذاريم براى مسئولين در بخشهاى مختلف. حالا بعضى از بخشها را دوستان بيان کردند؛ يکى از آقايان نانوفنّاورى را فرمودند - البتّه فقط نانوفنّاورى نيست - فرمودند چاهى حفر ميکنيم، به نم که ميرسد، آن را ول ميکنيم؛ نه، دارند دنبال ميکنند. آن کسانى که حفّار چاه هستند، واقعاً دارند دنبال ميکنند، به جاهاى خوبى هم رسيدند. خب، [مثلاً] الان پزشکى کشور، از جمله‌ى پيشرفته‌ترين پزشکى‌هاى دنيا است؛ ما از علوم روز دنيا و مرزهاى دانش دنيا در پزشکى، چندان عقب‌ماندگى نداريم؛ خيلى نزديکيم. در زمينه‌هاى ديگر هم همين‌جور؛ همين دانش هسته‌اى، دانش سلّولهاى بنيادى، و کارهاى بزرگى از اين قبيل، فراوان است که ما پيشرفتهاى خيلى خوبى داشته‌ايم. کسانى که اطّلاع ندارند، خوب نيست ترديد بکنند؛ خب بروند مطالعه کنند، تماس بگيرند و همين‌طور که عرض کرديم يک گردش علمى بگذارند و به يک جاهايى برسند. مطلب اصلى ما اين بود که عرض کرديم. من خواهش ميکنم از مسئولان وزارتخانه‌هاى مربوط، و از مسئولان دولتى ذى‌ربط که مرتبط با مسائل علم و دانشگاه و صنعت هستند، مسئله‌ى پيشرفت علمى و ارتباط علم با فنّاورى در کشور را جدّى بگيرند؛ يعنى نسبت به اين مسئله واقعاً هيچ کوتاهى صورت نگيرد. اين مسئله، مسئله‌ى اساسى ما است؛ يکى از اصلى‌ترين، اساسى‌ترين و فورى‌ترين مسائل ما است. کار تحقيقات به‌جاى خود، [امّا] در پژوهشها و آنچه در اين زمينه لازم است انجام بگيرد، به نظر ما هيچ نبايستى کوتاهى صورت بگيرد.

 يک مطلب ديگرى که من يادداشت کردم که عرض بکنم [اين است‌]: خب، نقشه‌ى جامع علمى بحمدالله تصويب شد؛ آن‌طور که به من گزارش کردند، مورد استقبال هم قرار گرفته است. چندين سند علمى بر اساس نقشه‌ى جامع علمى تهيّه شده، تنظيم شده، ابلاغ شده، و چندين سند علمى ديگر در حال تدوين است؛ و به ما گفته شد که بعضى از مسئولين بخشهاى علمى از مجموعه‌اى که اجراى نقشه‌ى جامع علمى را به‌عهده دارند، درخواست تدوين سند علمى ميکنند براى بخشهاى خودشان. خب، اين اتّفاق افتاده است؛ اين يک اتّفاق مهم و کارسازى در کشور بوده است. آنچه مکمّل اين کار ميتواند بشود، اين است که براى دانشگاه‌هاى گوناگون کشور بر اساس مزيّتها، مسئوليّت و سهم نسبت به مجموعه‌ى نقشه‌ى جامع علمى تعيين بشود؛ دانشگاه‌هاى معتبر کشور، دانشگاه‌هاى مختلف کشور، سهم خودشان را در مجموعه‌ى اين سند بزرگ چشم‌انداز علمى کشور بدانند و در آن بخشهاى ويژه‌ى مربوط به خودشان کار کنند؛ يعنى در مجموع يک جدولى به‌وجود بيايد که هر دانشگاهى سهم خودش را در پر کردن اين جدول بداند و تشخيص بدهد. ميتوان براساس مزيّتها و استعدادها، دانشگاه‌ها را تقسيم کرد و سهم هر دانشگاهى را به‌عهده‌ى آن دانشگاه گذاشت.

 مطلب ديگرى که من يادداشت کردم عرض بکنم، اين است که خب، در کار علمى و فعّاليّت علمى بحمدالله حرکت شروع شده است؛ يک نکته‌ى اساسى در فعّاليّتهاى علمى اين است که فعّاليّت علمى کشور، ناظر به نيازهاى کشور باشد که اين به‌طور کامل امروز تأمين‌شده نيست. همان‌طور که دوستان اشاره کردند،(4) مقالات علمىِ نمايه‌شده‌ى کشور ما امروز مشترى دارد، يعنى مشترىِ کار علمى در دنيا فراوان است؛ ولى خب، اين کافى نيست. بله، [اينکه‌] شما مقاله‌اى تهيّه کنيد و مرجع واقع بشود، و به آن ارجاع داده بشود، مايه‌ى افتخار است، چيز خوبى است، براى کشور هم خيلى خوب است و نشانه‌ى پيشرفت علمى کشور است؛ امّا از اين مهم‌تر اين است که آنچه شما در زمينه‌ى مسائل علمى کار ميکنيد، ناظر باشد به نيازهاى کشور. خب، امروز ملاحظه کرديد، در مورد مسائل مربوط به صنعت، مربوط به کشاورزى، مربوط به مديريّت بحران، مربوط به مسائل گوناگون کشور، مطالبى را صاحب‌نظران ابراز کردند، نيازهايى را گفتند، کمبودها و ضعفهايى را که وجود دارد مطرح کردند؛ خب ميتواند تحقيق علمى، پژوهش علمى، مقاله‌ى علمى، براى تأمين اين نيازها تهيّه بشود و ناظر به رفع اين نيازها باشد. اين هم مسئله‌ى مهمّى است. اگر چنانچه در اين زمينه دانشگاه‌هاى کشور تلاش بکنند، اين مهم‌ترين کمکى است که به اداره‌ى کشور کرده‌اند. بحث کمکى که ميتوانند دانشگاه‌ها و محيطهاى علمى بکنند، همين است که در زمينه‌هاى گوناگون، تأثير بگذارند در تصميم‌گيرى‌هاى مسئولين؛ ناظر باشد کار علمى آنها به نيازهايشان؛ حالا چه با مقالات علمى، چه با پايان‌نامه‌هايى که به دانشجوها ميدهند، چه با مناظرات علمى.

 يک نکته‌ى ديگرى که مناسب است به شما اساتيد عرض بکنيم و اينجا من يادداشت کرده‌ام، اين است که استاد جايگاه تأثيرگذارى در ذهن شاگردان خودش دارد؛ خاصيّت استادى اين است؛ يعنى تفوّق(4) علمى شما بر دانشجو و تعليمى که به او ميدهيد، يک جايگاه اثرگذارى براى شما در ذهن او و در شخصيّت او به‌وجود مى‌آورد؛ از اين جايگاه براى تربيت دانشجويتان استفاده کنيد. ما امروز نيازمنديم که جوانان ما خوش‌روحيّه، اميدوار، شجاع، داراى اعتمادبه‌نفس، داراى ايمان، داراى روحيّه‌ى آينده‌نگر، داراى روحيّه‌ى خدمت [باشند]؛ احتياج داريم دانشجوى ما اين‌جور بار بيايد. خب، اين را شما ميتوانيد در محيط علمى، در کلاس درس تأمين کنيد. عکس آن هم ممکن است: ميشود با تعبيراتى، با متلک گفتن به بنيانها و اصول پذيرفته‌شده‌ى کشور، دانشجو را نسبت به آينده‌ى کشور بى‌اعتماد کرد، بى‌اعتقاد کرد، لااُبالى کرد؛ اين هم ميشود. آنچه از استاد انتظار ميرود فقط تغذيه‌ى علمى دانشجو نيست، بلکه تقويت روحيّه‌ى معنوى او و شخصيّت معنوى او هم از استاد متوقّع است؛ شما ميتوانيد در اين زمينه اثر بگذاريد. سعى کنيد دانشجو را پايبند به تعلّقات معنوى، تعلّقات خانوادگى، تعلّقات ميهنى بار بياوريد؛ دانشجو را معتقد و مؤمن به فرهنگ اسلامى بار بياوريد. بعضى به‌عکس عمل کردند در طول سالهاى متمادى قبل از انقلاب؛ بعد از انقلاب هم البتّه تا امروز رگه‌هايى مشاهده شده در دانشگاه‌ها؛ خب، ما هم اطّلاع داريم، شما هم اطّلاع داريد، کسانى را و جريانى را مى‌شناسيم، مى‌شناختيد - حالا اسم کسان و اشخاص مورد نظر نيست - جريانى وجود دارد که مرعوب و مغلوب تسلّط فرهنگ غربى است؛ هرچيزِ غربى براى او مايه‌ى تمجيد [است‌] و هرچيزِ ميهنى و ملّى و خودى مورد تحقير و اهانت قرار ميگيرد؛ داريم کسانى از اين قبيل؛ اين درست عکسِ آن‌چيزى است که بايد باشد. استاد در محيط دانشگاه، در محيط درس، ميتواند دانشجوى خودش را، هم از لحاظ دينى مؤمن بار بياورد، هم از لحاظ ميهنى، انسان علاقه‌مند به آينده‌ى کشورش و آينده‌ى ميهنش و سرنوشت ملّتش بار بياورد؛ ميتواند او را اميدوار، باروحيّه، خوش‌بين، معتقد به مبانى نظام کشور بار بياورد؛ ميتواند هم عکس عمل بکند. توقّعى که از استاد است اين است: نبايد سخن استاد موجب دل‌زدگى و يأس دانشجوى جوان بشود؛ مَنِش استاد هم همين‌جور است.

 آنچه من به برادران و خواهران عزيز، اساتيد محترم عرض ميکنم اين است که - قبلاً هم البتّه مکرّر در همين جلسه و جلسات ديگر اين را گفتيم - استاد، محيط دانشگاه را کار اصلى خود و دلبستگى اصلى خود بداند؛ نه کار دوّم؛ نه کار فرعى و تبعى. استاد در دانشگاه مکث داشته باشد، توقّف داشته باشد، حضور داشته باشد، نيازهاى علمى دانشجو را برطرف کند، با دانشجو ارتباط برقرار بکند، صِرف رفتن و يک اداى تکليفى به‌نحو اجمالى انجام دادن و آمدن نباشد؛ اين هم نکته‌ى ديگرى است که عرض کرديم. وقت بگذارند اساتيد؛ دلسوزانه با دانشجو برخورد کنند؛ اين کار، دانشجو را هم به تلاش علمى وادار خواهد کرد، يعنى اين موجب ميشود که دانشجو رفتار استاد را در زمينه‌ى پيگيرى کار علمى براى خودش الگو قرار بدهد و به‌طور طبيعى تحت تأثير قرار ميگيرد.

 يک نکته‌ى ديگر هم در مورد دروس معارف است. استادان دروس معارف، فرصت بسيار ارزشمندى را دارند در دانشگاه؛ اين مجموعه‌ى عظيم دانشجويان، جماعت ميليونى دانشجو در ساعات فراوانى در اختيار استاد معارفند؛ اين خيلى فرصت باارزشى است. بهترين جوانها در اختيار شما هستند؛ اگر استاد معارف با هوشمندى، با تکيه‌ى به معلومات عميق و به‌روزشده‌ى در مسائل گوناگون فکرى و اسلامى، با دانشجو مواجه بشود، ما بيشترين سود را از حضور اساتيد معارف در دانشگاه خواهيم برد. و به‌نظر ما بسيار بجا و مناسب است که نهاد نمايندگى(5) به اين مسائل توجّه کنند و دقّت کنند، برنامه‌ريزى کنند که بتوان از حضور اين استادان محترم در دانشگاه براى تقويت ايمان دانشجو و تقويت عمل و ساختن شخصيّت دينى و معنوى دانشجويان بهره‌بردارى بشود.

 مسئله‌ى ديگر هم مسئله‌ى علوم انسانى است، که از مدّتى پيش اين مطلب را مطرح کرديم؛ دلايل اين کار هم مکرّراً گفته شده. حقيقتاً ما نيازمند آن هستيم که يک تحوّل بنيادين در علوم انسانى در کشور به‌وجود بيايد. اين به معناى اين نيست که ما از کار فکرى و علمى و تحقيقىِ ديگران خودمان را بى‌نياز بدانيم - نه، برخى از علوم انسانى ساخته‌وپرداخته‌ى غربى‌ها است؛ در اين زمينه کار کردند، فکر کردند، مطالعه کردند، از آن مطالعات بايد استفاده کرد - حرف اين است که مبناى علوم انسانى غربى، مبناى غيرالهى است، مبناى مادّى است، مبناى غير توحيدى است؛ اين با مبانى اسلامى سازگار نيست، با مبانى دينى سازگار نيست. علوم انسانى آن‌وقتى صحيح و مفيد و تربيت‌کننده‌ى صحيح انسان خواهد بود و به فرد و جامعه نفع خواهد رساند که براساس تفکّر الهى و جهان‌بينى الهى باشد؛ اين امروز در دانشهاى علوم انسانى در وضع کنونى وجود ندارد؛ روى اين بايستى کار کرد، فکر کرد. البتّه اين کار، کار شتاب‌آلودى نيست - کار بلندمدّتى است، کار مهمّى است - منتها دوستانى هم که مشغول اين کار هستند، لازم است سرعت متناسب را به اين کار بدهند، يعنى ضمن اينکه نبايد در اين کار شتاب‌زدگى کرد، عقب‌ماندگى هم در اين کار مطلوب نيست و مورد قبول نيست؛ بايستى کار بشود. البتّه من شنيدم و اطّلاع دارم که علاوه بر آنچه در شوراى عالى انقلاب فرهنگى در اين زمينه انجام ميگيرد، اساتيد متعدّد دانشگاه هم در اين زمينه کارهاى مهم و خودجوش دارند انجام ميدهند، که اين کارها خوب است در يک صراط قرار بگيرد؛ يعنى اين دو مجموعه‌ى کارى با يکديگر هم‌افزايى کند، تا ان‌شاءالله نتايجى عايد کشور و عايد دانشگاه کشور در اين زمينه بشود.

 آخرين مطلب هم - که ظاهراً وقت تمام شده - اين است که من خواهش ميکنم از مديران دانشگاه‌ها و مسئولان گوناگون مديريّتى که دانشگاه را مرکز جوَلان سياسى و تلاشها و فعّاليّتهاى جناحهاى سياسى قرار ندهيد. سمّ مهلک حرکت علمى اين است که دانشگاه‌ها تبديل بشوند به باشگاه‌هاى سياسى؛ کارى که در يک دوره‌اى انجام گرفت. اين به‌معناى نفى حرکت سياسى در بين دانشجويان دانشگاه‌ها نيست؛ بنده هميشه مدافع و منادى کار سياسى دانشجوها و دانشگاهيان بوده‌ام و هستم - الان هم معتقدم - منتها نگاه سياسى، مَشرب سياسى، فهم سياسى و فعّاليّت سياسى داشتن، يک حرف است و دانشگاه را و کلاس درس را و محيط علمى را جولانگاه کار سياسى قرار دادن، يک حرف ديگرى است؛ اينها با همديگر تفاوت دارد. آرامش دانشگاه کمک‌کننده‌ى به اين است که دانشگاه بتواند در زمينه‌ى مسائل علم - که اين‌همه اهمّيّت دارد - کار خودش را انجام بدهد، وظيفه‌ى خودش را انجام بدهد، و اگر خداى نکرده عکس اين بشود، اوّلين ضربه‌اى که خواهيم خورد، اين است که حرکت علمى در دانشگاه و به تبع آن در کشور متوقّف خواهد شد، يا کند خواهد شد؛ و عرض کرديم توقّف، به‌معناى عقب‌گرد است.

 پروردگارا! به محمّد و آل‌محمّد تو را سوگند ميدهيم در اين ساعات حسّاس و در اين ايّام مبارک، برکات خودت را بر دانشگاه کشور و دانشگاهيان و دانشجويان ما نازل بفرما. پروردگارا! ما را در راهى که به هدايت عمومى ملّت ايران بينجامد و به سرافرازى دنياى اسلام بينجامد، هدايت بفرما. پروردگارا! به محمّد و آل‌محمّد، به ما بصيرت مواجهه‌ى با چالشهاى گوناگون در دورانهاى گوناگون عنايت کن؛ به ما اخلاص لازم در حرکتى که انجام ميدهيم عنايت کن. پروردگارا! شهداى عزيز ما، بخصوص شهيدان دانشگاه، و بخصوص شهيدان اخير اتمىِ کشور را - که شهيدان علمند، شهيدان مجاهدت عمومى ملّت ايرانند - مشمول رحمت و مغفرت و تفضّل خود قرار بده. پروردگارا! ما را در راه اين شهيدان ثابت‌قدم بدار.

و السّلام عليکم و رحمةالله و برکاته‌

1) فهميدن‌

2) عدّةالداعى، ص 314

3) از جمله، پيام به مناسبت آغاز سال جديد (1392/12/29)

4) برترى‌

5) نهاد نمايندگى مقام معظّم رهبرى در دانشگاه‌ها



تعداد بازديد : 107
نویسنده فضه محمدی در جمعه 30 بهمن 1394 | نظرات()

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

عضویت سریع
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
طراح قالب
ثامن تم